| ورود به سايت

     

جزئیات خبر  

 

نسخه چاپي  

زمان مخابره :   سه شنبه 22 دی 1388 - 01:35:26 ب.ظ

جلسه هيات عمومي ديوان عالي کشور صبح روز سه شنبه مورخ 22/10/88 با حضور حضرت آيت الله محسني گرکاني رياست محترم ديوان عالي کشور ،‌حضرت حجه الاسلام و المسلمين محسني اژه اي دادستان کل کشور و قضات ديوان برگزار گرديد.

در ابتداي جلسه آيت الله محسني گرکاني با اشاره به فرازهايي از سخنان ارزشمند مقام معظم رهبري در ديدار اخير معظم له با مردم قم فرمودند : رهبر معظم انقلاب به سه نکته اشاره فرمودند : اول اينکه قرآن همواره دعوت به اعتدال و عدالت کرده است دوم اينکه همه چيز به روال قانوني بايد انجام گيرد و سوم اينکه دستگاهها بايد مديريت صحيح و حرکت مستمر رو به جلو داشته باشند

 

         در ابتداي جلسه آيت الله محسني گرکاني با اشاره به فرازهايي از سخنان ارزشمند مقام معظم رهبري در ديدار اخير معظم له با مردم قم فرمودند : رهبر معظم انقلاب به سه نکته اشاره فرمودند : اول اينکه قرآن همواره دعوت به اعتدال و عدالت کرده است دوم اينکه همه چيز به روال قانوني بايد انجام گيرد و سوم اينکه دستگاهها بايد مديريت صحيح و حرکت مستمر رو به جلو داشته باشند .
رئيس ديوان عالي کشور افزود : مديريت صحيح يعني حرکت مستمر ورود به جلو همراه با اعتدال يعني ميانه روي و حرکت در وسط جاده ، همه ما چه دستگاه قضائي و ديگر مسئولين اگر از اعتدال فاصله بگيريم با چالشها و آسيبهاي مهلکي روبرو مي شويم ، ما موظفيم ظرفيت قضائي ديوان عالي کشور را با اعتدال به پيش ببريم . ايشان اضافه کردند : علاوه بر ظرفيت قضائي ، ظرفيت اخلاقي و مردمي را هم بايد پيش ببريم . اينکه قرآن با اصرار فراوان توصيه موکد در مورد ايمان و عمل صالح دارد ، مي خواهد ظرفيت اخلاقي و ظرفيت انساني را در انسانها بالا ببرد . مي خواهد شخصيت انسان را با بينش توحيدي مانند کوه محکم بسازد که در برابر تهاجم تمايلات نفساني و کيد شيطاني نفوذ ناپذير باشد .
آيت الله گرکاني تصريح کرد : دعوت قرآن به اعتدال يعني مبارزه با فتنه ، فاصله گرفتن از اعتدال جامعه را نابود مي کند . جامعه قضات موظف است وظائف سنگين خود را همراه با اعتدال پيش ببرد . رئيس ديوان عالي کشوردر انتها خاطر نشان ساخت : قضات بايد در فضاي آرام و با آرامش کامل و با تکيه بر صبر و ايمان که در قرآن نيز به آن تاکيد شده است به انجام وظائف خود و رسيدگي به پرونده ها اقدام نمايند .
پس از سخنان رئيس محترم ديوان عالي کشور گزارش پرونده به شرح ذيل قرائت و مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت :
خانم ناهيد پ به طرفيت همسرش آقاي يوسفعلي ح دعوي مبني بر تقاضاي عدم امکان سازش تسليم دادگستري تهران نموده است وکيل وي خلاصتاً توضيح داده که علي رغم بيکاري و اعتياد خوانده ، بخاطر داشتن 3 فرزند به زندگي مشترک ادامه داده و خوانده در طي اين مدت اشتغال بکار معلوم و تامين نفقه زوجه و اولادش استنکاف نموده است و داراي سابقه کيفري در دادگاه انقلاب مي باشد آقاي يوسفعلي اظهار داشته اولاً سابقه محکوميت کيفري مربوط به حدود يک دهه پيش مي باشد و محکوميت ناچيزي مي باشد ثانياً طبق گواهي پزشکي قانوني اينجانب اعتياد به مواد مخدر ندارم و ثالثاً در طول ساليان گذشته با کار وتلاش اقدام به خريد خانه و اسباب منزل و پرداخت نفقه و اقساط مهريه همسرم نموده ام .
نهايتاً دادگاه با احراز عسر و حرج حکم به طلاق صادر ، خوانده مکلف به پرداخت نفقه سه اولاد گرديد و زوجه باقيمانده مهريه خود را در ازاء حضانت فرزند 9 ساله بذل نموده است .
آقاي يوسفعلي از دادنامه تجديدنظرخواهي نموده که دادگاه تجديد نظر استان تهران راي دادگاه بدوي را تائيد نموده پرونده با فرجام خواهي زوج به ديوان عالي کشور ارسال و به شعبه ارجاع شد هيات شعبه ديوان عالي کشور پس از بحث و تبادل نظر چنين راي مي دهد : دادنامه فرجام خواسته واجد خدشه و اشکال است زيرا اولاً از جمله دلائل مورد استناد دادگاه بدوي که در مرجع تجديد نظر هم تاييد شده اعتياد زوج به مواد مخدر است در حاليکه و از يک طرف اين اعتياد آنهم با محکوميت درجه ضعيفي که صادر شد مربوط به سال 79 و قبل است که در آن موقع هيچگونه ادعائي عليه شوهرش بعمل نيامده و با توجه به گواهي پزشکي قانوني در سال 85 آزمايش نامبرده از نظر وجود مواد مخدر ، دارو و يا سم منفي مي باشد ثانياً قدر مسلم درباره قدرت زوج بر انفاق آن است همگي افراد خانواده کنار هم زندگي مي کرده اند و اشتغال زوجه به آرايشگري نشانه آن است که اين زوج مانند ساير افراد ضعيف الحال گاهي داراي دو شغل و درآمد مي شدند و خانواده نامبرده مانند ساير خانواده هاي مستضعف با نفقه نيمه تمام بدست آمده از جانب سرپرست خانواده به سختي ادامه معيشت مي نمايند ثالثاً سوء رفتار و ضرب و شتم ادعائي چه با زوجه و چه با فرزندان ظاهراً‌ آنگونه و به آن درجه نبوده که موجب جدائي زوجه و فرزندانش از زوج و پدر و فرزندان مي گرديد نهايتاً چون طلاق مورد درخواست زوجه به لحاظ عدم انطباق با مواد 1113 و 1146 قانون مدني و شروط عقد نامه بر آن شرعيت ندارد فلذا دادنامه صادره در تاييد دادنامه بدوي فاقد وجاهت شرعي و قانوني است و با نقض آن رسيدگي مجدد به شعبه ديگر موکول مي شود شعبه ديگر دادگاه تجديد نظر استان نيز موضوع را منطبق با مواد 1129 و 1130 قانون مدني دانسته و راي بدوي را تائيد مي نمايد.
از اين راي نيز توسط زوج فرجام خواهي بعمل آمده و پرونده به ديوان عالي کشور ارسال وفق ماده 408 قانون آيين دادرسي جهت طرح در هيات عمومي ديوان عالي کشور به دفتر هيات عمومي ارسال گرديد .
قضات ديوان پس از بحث و تبادل نظر ، راي دادگاه تجديد نظر استان تهران را مورد تاييد قرار دادند .

Copyright 2009 by دیوان عالی کشور